سایز متن   /

یکی از مسائلی که در تحلیل رفتار گروه های کرد خارج نشین که عموما دارای مرام اشتراکی از نوع لنینیستی و استالینیستی هستند، مورد غفلت واقع شده است ، توجه به رفتار این گروه ها در چهارچوب حوزه نفوذ و اعمال قدرت آنها است که در واقع به لحاظ جغرافیایی چیزی شبیه پادگان اشرف تشکیلات رجوی اما در مقیاس کوچکتر است . شاید در نزد افکار عمومی تشکیلات رجوی بیشتر شناخته شده باشد و نوع رفتار صاحبان قدرت در این تشکیلات از وجوه مختلف برای افکار عمومی توسط آنان که مدت مدیدی را در آن چهاردیواری مخوف گذران کرده اند به انوع و اشکال مختلف بازگو شده است .

اما گروه های کرد خارج نشین چه آنها که قدمت بیشتری دارند و چه آنها که قدمت کمتر، همواره تلاش نموده اند تا با قرار گرفتن در پشت نقاب قوم کرد اولین و بیشترین ضربات را بر همین قوم شجاع ، وطن پرست و مسلمان وارد کنند . در واقع این گروه ها با رویکرد رادیکال و افراطی که همراه با خشونت عریان تبلور یافته است از مردم کرد سپر انسانی ساخته اند و مردم کرد را قربانی امیال و مطامع خود نموده اند .

این روند در ابتدای انقلاب شدت یافت ولیکن هوشیاری مردم کرد فتنه های آنها را نقش بر آب کرد و کردستان در طول هشت سال جنگ تحمیلی غیورانه در برابر صدام و البته مزدورانی که از قضا همان گروه های افراطی و تندرو بودند دلیرانه ایستادگی کرد و حتی یک وجب از خاک ایران را نیز از دست نداده و مسیر توسعه و بالندگی را برای ایران اسلامی پایدار نمود .

این شرایط موجب گشت که این گروه های افراطی و تجزیه طلب نتوانند فرصتی برای اعمال قدرت بر مردم یابند ولی اینان که تشنگان قدرت بودند حتی به آنانی که فریب شعارهای توخالی و دور و دراز آنها را نیز خورده بودند رحم نکرده و چنان شرایطی را در درون مقر ها و پایگاه های در احتیار شان در شمال عراق برای اعضاء خود بوجود آورده اند که بازگو کردن آن عمق فاجعه ای که بر این افراد فریب خورده می رود را دو چندان می نماید .

اخیرا در گزارشی که در سایتهای خبری در مورد شرایط حاکم بر اردوگاه های یکی از این گروه های تجزیه طلب و افراطی منتشر گردیده مستنداتی ارائه شده که در کنار سایر اخبار بدست آمده از دیگر گروه های تجزیه طلب ، ضرورت توجه نهاد های بین المللی و حقوق بشری را به وضعیت اسیران در بند این گروه های غیر انسانی بسیار حائز اهمیت می نماید .

شاید افکار عمومی مردم کرد در ایران کمتر با این ابعاد از رفتار گروه های کرد خارج نشین مواجه شده باشند و این در اثر تبلیغاتی است که این گروه ها با شعارها و ژست های پر هیاهو چنان اذهان عمومی را با انبوه اخبار پر میکنند که آنها فرصت نیابند از این گروه ها بپرسند که در درون این گروه ها چه میگذرد .

در خبر منتشره در سایت اینترنتی ” آکام نیوز ” در مورد شرایط حاکم بر اردوگاه های گروه تروریستی و تجزیه طلب کومله چنین آمده است :

[ در اردیبهشت‌ماه سال۱۳۶۰،جلیل گادانی،فتاح کاویانی و ایرج سلطانی (یک خلبان فراری)، به نمایندگی از طرف گروهک دمکرات و عبدالله مهتدی و ابراهیم علیزاده از طرف گروهک کومله با سرهنگ عیار عبدالرضا و رشید صالح (از افسران حزب بعث عراق مستقر در اداره استخبارات کرکوک) ملاقات کردند.

نمایندگان ارشد گروهکهای تجزیه طلب فوق،در این دیدار در ازای وعده همکاری با استخبارات،از رژیم بعث عراق،اردوگاههایی را که متعلق به مردم کردستان عراق بود،به پاس خوش خدمتی هدیه گرفتند و در این اردوگاهها،هر چه خواستند کردند،از جنایت گرفته تا قتل و تجاوز به زنان و دختران باکره تا اسیر و زندانی کردن منتقدین و نیروهای داخلی! گروهک کومله و حزب دمکرات،در پی رانده‌شدن به کردستان عراق،در آن کشور کارهای غیرقانونی زیادی در اردوگاههایشان انجام دادند. یکی از این کارهای غیرقانونی،تاسیس زندان در اردوگاههای این گروهکها بود. به تدریج که نفوذ و فعالیت گروهک کومله،در کردستان ایران کاهش یافت و برخی از اعضای این گروهکها متوجه این مسئله شده بودند،به صراحت به انتقاد از سیاستهای سردمداران کومله پرداختند و گروهک  کومله نیز برای جلوگیری از گسترش اعتراضات درون گروهی،اقدام به زندانی کردن این افراد کرد. کومله برای توجیه این اقدام خود،از این افراد بعنوان نفوذی جمهوری اسلامی ایران و خائن یاد کرد و بدون دادگاهی عادلانه و بدون قاضی،اعضای خود را به تحمل سالها زندان و شکنجه محکوم کرده و می کند. با این توضیح که بسیاری از این زندانیان،هیچگاه آزاد نشدند و در زندان هم دیده نشدند!

مردم کردستان و حتی اعضای خود این گروهک وطن فروش،خاطرات تلخی را از این گروهک که سالهاست در  کردستان عراق سکونت دارند،به یاد دارند.

کومله نه تنها بر خلاف شعارهای خود در اوایل انقلاب،نتوانستند،خواسته ها و مطالبات این خطه را محقق نمایند بلکه بیشتر در جهت ضربه زدن به کرامت انسانی آنها دست زده اند. جنایات کومله تنها حمله به پادگان های نظامی، کمین و کاشت مین در سر راه نیروهای نظامی و مردمی، ترور و ارعاب افراد بومی و غیر بومی مصادره و به آتش کشیدن امکانات دولتی و گرفتن مالیات از مردم،تجاوز به ناموس مردم و…نبوده است،آنها حتی به نیروهای خودی شان هم ضربه زده اند. هر منتقد درون گروهی بلافاصله،دستگیر و بدون طی روند دادرسی و محاکمه عادلانه بدون وجود قاضی،به حبس های طولانی مدت محکوم می شوند! شکنجه های قرون وسطایی و اعمال غیرانسانی دیگر برجسم و شکنجه های روحی که حاکی از شقاوت این مزدوران بوده و هست. وادارکردن زندانیان به بیگاری آنهم با آن بدن های ضعیف،شکنجه زندانی در آب رودخانه با دمای ۲۰ درجه زیرصفر،اعتراف با شکنجه،فحش های ناموسی و…همه اینها که بیان شد نمونه های کوچکی هستند که از زبان خود اسرا شنیده شده اند.

اما زندانی کردن در کومله از چه زمانی آغاز شد؟ پس از ملاقات سردمداران کومله با مسئولان استخبارات که در ابتدای این گزارش عنوان شد،این اردوگاهها دایر شدند.اما زندانی کردن در کومله با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در پایان شهریورماه ۱۳۵۹ آغاز شد.

در آن زمان،گروهک کومله با یک چالش درونی و بیرونی مواجه شدند،بیشتر اعضای آنها می گفتند: 

” حال که دشمن خارجی به کشور ما حمله کرده چرا بر علیه این دشمن نمی جنگیم؟! “

 حتی اختلاف بین سران کومله دراین خصوص شدت گرفته و در ادامه تعدادی از اعضاء به همین دلیل با برچسب خیانتکار،روانه زندان شدند. آنها در مقابل افکارعمومی و حتی اعضای خود مورد سوال قرارگرفته بودند. و کومله برای خفه کردن صدای مخالفین،تصمیم به بازداشت غیرقانونی آنها گرفت.

 

این بازداشت و زندانی کردن ها تا به امروز به عناوین و بهانه های مختلف همچنان ادامه دارد… ]

 

روایتی که گفته شد در کنار اخبار مربوط به وضعیت زنان در این اردوگاه ها و فساد اخلاقی رایج در آنها اوج فاجعه انسانی که در این زندانهای بزرگ حاکم است را بیشتر نمایان میکند .

این شرایط به اشکال مختلف در سایر گروه های تجزیه طلب و مبتنی بر ماشین ترور نیز جاری است . اخبار بدست آمده از شرایط حاکم بر مقر های پ.ک.ک و پژاک در شمال عراق و ی.پ .گ در سوریه نیز مبین فاجعه انسانی است که در کنار سایر گروه های تروریستی در این گروه ها مبتنی بر ترور و خشونت نیز وجود دارد .

محاکمه های صحرایی ، زندانهای مخوف از نوع غارهای طبیعی در شمال عراق و از نوع شهری آن در سوریه و در نقاط تحت کنترل ی.پ.گ که نامی است برای فعالیت پ.ک.ک در سوریه و محدودیت های حاکم بر اعضاء نظیر محدودیت های سخت گیرانه در خصوص دسترسی آزاد به اخبار و اطلاعات و یا الزام افراد به اینکه صرفا باید مرام اشتراکی که عبدالله اوجالان آن را بیان داشته است را قبول داشته باشند و داشتن اعتقادی بر خلاف آن را مستحق مجازات های سخت می دانند .

همه این موارد و بسیاری مصادیق دیگر که اغلب آنها توسط شاهدان عینی روایت شده است ، مبین واقعیتی است که نشان از درونی متناقض با برون داد این گروه ها در فضای رسانه ای دارد.

اما مسئله ای که باقی می ماند رسالتی است که بر عهده فرهیختگان و اندیشمندان کرد است . این رسالت ، ضرورت بازشناسی و واکاوی شرایط حاکم بر درون این گروه های کرد است که شعار دفاع از مردم کرد سرمی دهند ولی بیشتر قربانیان آنها کرد زبانان هستند و این پارادوکس را نمیتوان با هیچ توجیهی پاسخ داد .

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی