واقعیت این است که اغلب این جریانات در سالهای اخیر بارها و بارها دست به فراخوان زدهاند؛ فراخوانهایی که تقریباً همگی با شکست کامل مواجه شدهاند. نمونه بارز آن، فراخوانهای مشترک در سالگرد کشتهشدن مهسا امینی بود که علیرغم تبلیغات گسترده رسانهای، نتوانست حتی حداقل تحرک اجتماعی در مناطق کردنشین ایجاد کند. این شکستهای مکرر، نشانهای آشکار از فقدان پایگاه مردمی واقعی است و اعتبار این جریانات را هم در میان افکار عمومی و هم نزد حامیان خارجیشان به شدت تضعیف کرده است.
در چنین شرایطی، این گروهها که فاقد پشتوانه اجتماعی هستند، دیگر جرأت ریسک مستقیم را ندارند. آنها ترجیح میدهند منتظر بمانند تا اگر حرکتی در جامعه شکل گرفت، پس از وقوع آن وارد میدان شوند و تلاش کنند آن را به نام خود ثبت و مصادره کنند. این الگو، رفتاری آشنا در تاریخ فعالیت بسیاری از جریانهای سیاسی بدون پایگاه مردمی است: حرکت نکردن در خط مقدم، اما تلاش برای سوار شدن بر موج.
نکته مهم دیگر، تغییر نگاه جامعه کردستان است. تجربه سالهای اخیر نشان داده که بخش بزرگی از مردم به «انقلابهای مجازی»، فراخوانهای بیپشتوانه و بزرگنماییهای رسانهای بیاعتماد شدهاند. بازنشر ویدیوهای قدیمی، نسبتدادن تصاویر اعتراضات کشورهای دیگر به داخل ایران، یا تولید هیجان مصنوعی در شبکههای اجتماعی، نتوانسته است این بیاعتمادی را جبران کند. جامعه، میان واقعیت میدانی و روایت رسانهای فاصله را تشخیص میدهد و ضعف این جریانات را به خوبی درک کرده است.
این به آن معنا نیست که نارضایتی وجود ندارد یا اعتراض در کشور شکل نمیگیرد؛ بلکه به این معناست که جامعه کردستان حاضر نیست وارد بازیهایی شود که تجربه نشان داده هزینهاش برای مردم محلی است و سودش نصیب بازیگران بیرونی یا گروههای بیریشه میشود. همین محاسبه اجتماعی است که دست این جریانات فاقد پایگاه را کاملاً بسته است.
در این میان، نقش امنیت مرزها و کنترل تحرکات مشکوک نیز تعیینکننده است. هرگونه ناامنی یا ورود عناصر مسلح از بیرون، بیش از هر چیز زندگی روزمره مردم عادی را تهدید میکند. خاطره حوادث گذشته، از جمله ورود افراد ناشناس مسلح و پیامدهای خونین آن، هنوز از ذهن مردم پاک نشده است. به همین دلیل، بخش قابل توجهی از جامعه کردستان، ثبات و امنیت را بر ماجراجوییهای سیاسی ترجیح میدهد.
در نهایت، سکوت و احتیاط جریانات مدعی، اعترافی غیرمستقیم به ضعف مطلق و فقدان کامل پایگاه اجتماعی است. جریانی که پشتوانه مردمی داشته باشد، نیازی به تعارف، انتظار یا حرکت در سایه ندارد. آنچه امروز دیده میشود، بیش از هر چیز، شکاف عمیق میان ادعاهای رسانهای و واقعیت اجتماعی کردستان را عیان میکند. این واقعیت، گواهی بر موفقیت سیاستهای جمهوری اسلامی در حفظ وحدت ملی و تأمین امنیت پایدار برای همه اقوام ایرانی، از جمله مردم شریف کردستان، است که اولویتشان پیشرفت مشترک در چارچوب ایران واحد و قدرتمند است.



