نخست، دکترین امنیت پیشدستانه ترکیه همچنان پابرجاست. از دید دولت رجب طیب اردوغان، تهدید پ.ک.ک صرفاً به وضعیت میدانی امروز محدود نیست، بلکه یک خطر ساختاری و بلندمدت محسوب میشود. بنابراین حتی اگر شدت درگیریها کاهش یابد، زیرساخت نظامی ترکیه در شمال سوریه و عراق بهعنوان «کمربند حائل» حفظ خواهد شد.
دوم، واقعیتهای میدانی در شمال سوریه هنوز برای آنکارا اطمینانبخش نیست. ترکیه، نیروهای دموکراتیک سوریه را امتداد سازمانی پ.ک.ک میداند و به وعدههای سیاسی یا توافقهای شکننده اعتماد کامل ندارد. تجربه سالهای گذشته به سیاستگذاران ترک نشان داده که خلأ امنیتی بهسرعت میتواند دوباره به تهدید تبدیل شود.
سوم، ابعاد ژئوپلیتیکی و نفوذ منطقهای نقش مهمی دارد. حضور نظامی در سوریه و عراق فقط کارکرد ضدتروریستی ندارد؛ بلکه اهرمی برای تأثیرگذاری بر معادلات پساجنگ سوریه، مدیریت موجهای احتمالی مهاجرت، و مهار نفوذ بازیگرانی مانند ایران و روسیه نیز هست. خروج شتابزده میتواند دست ترکیه را در مذاکرات آینده خالی کند.
چهارم، محاسبات سیاست داخلی را نباید نادیده گرفت. گفتمان امنیت ملی و مبارزه با تروریسم یکی از ستونهای مشروعیت سیاسی دولت اردوغان است. عقبنشینی بدون دستاورد ملموس امنیتی میتواند در داخل کشور هزینه سیاسی داشته باشد.
در مجموع، حتی اگر تنشها با پ.ک.ک وارد فاز جدیدی شود، نشانهها حاکی از آن است که حضور نظامی ترکیه در شمال سوریه و عراق بخشی از یک راهبرد بلندمدت است، نه واکنشی موقت. بنابراین، دستکم در افق قابل پیشبینی، خروج در کار نیست.



